آمد آن ماهی که نامش رمضان است

معده از آمدنش شدیدا نگران است !

.

.

.

اندکی صبر …

“زولبیا بامیه ” نزدیک است !

.

.

.

باز ماه رمضان آمدست و روزه / رایگان گشت بلیط اتوبوس و موزه

باز در بند شدند لات و ابلیس و هبل / باز بلبل به چمن می فروشد غمزه

بعد افطار دلت گرد و قلمبه گردد / بس که خوردی کباب جوجه یکروزه !

.

.

.

ما فردا شب واسه افطار میایم خونتون

(ستادایجاد رعب و وحشت درماه رمضان)